غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

13

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

خلقت آدم و حوا سلام اللّه عليهما روز پنجشنبه بوقوع پيوست و تكميل آفرينش جميع اشياء روز جمعه روى نمود و ايضا در كتاب مذكوره مزبور است كه بزعم اهل توريت ابتداء خلقت روز يكشنبه واقع شد و روز فراغ و استواء بر عرش روز شنبه بود و از اين جهة روز شنبه را تعظيم كرده‌اند و عيد خود ساخته‌اند و اعتقاد اهل انجيل آنست كه آغاز آفرينش روز دو شنبه است و روز استوى روز يكشنبه است و لهذا آنطائفه يكشنبه را عيد اعتبار نموده عظيم شمرند اما اجماع اهل اسلام برآنست كه مبدأ خلق روز شنبه بود و روز جمعه را كه سابع آن ايام است مكرم داشته عيد مؤمنان ميخوانند و در بعضى از شروح مشارق الانوار مشروح گشته كه چون روز شنبه حق تعالى از خلق ارض و سما فارغ گشته بود يهود آن روز را از براى اشتغال بعبادت و ترك اهتمام سرانجام امور دنيوى اختيار نمودند و نصارى روز يكشنبه را كه ابتداى آفرينش در آن روز واقع شد جهة شكرگذارى بطاعت حضرت بارى صرف كردند و بنابر آنكه خلق آدم عليه السلام در روز جمعه بوقوع پيوست هادى توفيق رفيق اهل اسلام گشت تا آن روز را به صرف طاعات و اداى وظايف عبادات انسب و اولى داشتند و حكمت در آنكه خلق اشياء بتدريج سمت حدوث يافت آنست كه فرق عباد متنبه شوند كه تأنى در مهام از جمله سنن سنيهء حضرت سبحانيست و شتاب در امور داخل وسواس شيطانى و هواجس نفسانى و الا خداى تعالى قادر بر آنكه به طرفة العينى تمامى مخلوقات را موجود گرداند و بيك لحظه جميع ممكنات را لباس هستى پوشاند ( فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ رب العالمين ) ذكر مجملى از احوال جان و بنى الجان و بيان حكومت و رياست ابليس در ميان ايشان بر طبق آيت كريمه هدايت نشان ( وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ ) حضرت حى قيوم پيش از آفرينش آدم عليه السلام از آتش خلقى آفريد و به حكم ( وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) آنطايفه را شريعتى كرامت كرده و بعبادت خويش مأمور گردانيد و بروايت ابن عباس رضى اللّه عنه اسم ابو الجن سوماست و جان لقب اوست اما حضرت مخدومى ابوى مرحومى السيد السند الامجد امير خواند محمد رحمه اللّه در كتاب بلاغت انتماى روضة الصفا از مترجم اسفار آدم ابو عيسى جعفر بن يعقوب الاصفهانى نقل كرده‌اند كه جان موسوم بطارنوس بود و اولاد و اعقاب او مادام كه اوامر و نواهى الهى را مطيع و منقاد بودند در غايت رفاهيت روزگار ميگذرانيدند و چون يكدور ثوابت نزديك بانتها رسيد آغاز عصيان و طغيان نمودند منتقم جبار بعد از الزام حجت اكثر ارباب معصيت را بدار البوار فرستاد و بقيه ايشان را كه ربقهء اطاعت در ربقه داشتند بتجديد شريعتى عطا فرمود و حليائيس را كه هم از آن قوم بود بر ايشان والى ساخت و چون يكدورهء ديگر بر اين قضيه بگذشت بنى الجان كرت ديگر قدم در وادى نافرمانى نهادند و ثانيا بعقوبت ايزدى معاقب گشته